استخراج منحنی تقاضای کل (AD) از مدل IS-LM در واقع بررسی این موضوع است که اگر سطح قیمتها تغییر کند، چه اتفاقی برای درآمد ملی در نقاط تعادل بازار کالا و پول میافتد؟
در اینجا فرآیند استخراج را به صورت گامبهگام بررسی میکنیم:
- نقطه شروع: تعادل اولیه در IS-LM
فرض کنید اقتصاد در یک سطح قیمت مشخص در تعادل است. در این حالت، منحنیهای IS و LM یکدیگر را قطع کردهاند و ما یک نرخ بهره و یک درآمد ملی مشخص داریم. این اولین نقطه از منحنی تقاضای کل ماست.
- وقوع تغییر: افزایش سطح قیمتها
حالا فرض کنید به هر دلیلی سطح قیمتها در جامعه افزایش یابد . این تغییر ابتدا بر بازار پول اثر میگذارد. وقتی کالاها گران میشوند، ارزش واقعی پولی که در دست مردم است کم میشود (قدرت خرید پول سقوط میکند).
- واکنش بازار پول: جابجایی LM
چون عرضه واقعی پول کم شده است منحنی LM به سمت چپ و بالا جابجا میشود. در این وضعیت، مردم برای انجام معاملات با قیمتهای بالاتر، به پول بیشتری نیاز دارند و چون پول کم است، رقابت برای نقدینگی باعث بالا رفتن نرخ بهره میشود.
- واکنش بازار کالا: اثر بر سرمایهگذاری
با بالا رفتن نرخ بهره در بازار پول، هزینه وام گرفتن برای بنگاهها گران میشود. در نتیجه، بخش خصوصی از پروژههای سرمایهگذاری خود صرفنظر میکند. کاهش سرمایهگذاری به معنای کاهش تقاضای کل برای کالاهاست.
- نتیجه نهایی: کاهش درآمد ملی
کاهش سرمایهگذاری باعث میشود که از طریق اثر ضریب فزاینده، تولید و درآمد ملی کاهش یابد. حالا ما به یک سطح درآمد کمتر رسیدهایم که با سطح قیمت بالاتر متناظر است.
- رسم منحنی تقاضای کل (AD)
اگر این نقاط را در یک نمودار جدید (که محور عمودی آن قیمت P و محور افقی آن درآمد Y است) به هم وصل کنیم، میبینیم که:
با قیمت پایین، درآمد بالا بود.
با قیمت بالا، درآمد کاهش یافت.
بنابراین، منحنی تقاضای کل (AD) دارای شیب منفی است.
خلاصه مدیریتی
وقتی قیمت کالاها بالا میرود، قدرت خرید کل پول موجود در اقتصاد کم میشود. این یعنی نقدینگی در بازار نایاب شده و نرخ بهره (سود بانکی) بالا میرود. برای مدیران، این به معنای گران شدن هزینهی وام و کاهش صرفه اقتصادی پروژههای توسعه است. در واقع، تورم از طریق بازار پول، ترمز بازار کالا را میکشد.
از طرفی طبق منحنی تقاضای کل (AD)، وقتی قیمتها بالا میرود، تقاضا فقط به خاطر گرانی مستقیم محصول شما کم نمیشود؛ بلکه چون نرخ بهره در کل اقتصاد بالا رفته، مشتریان ترجیح میدهند خرید کالاهای بادوام یا سرمایهگذاری را عقب بیندازند. مدیر باید درک کند که در این شرایط، شرکت با یک کاهش تقاضای سیستمی روبروست که ریشه در تداخل بازار پول و کالا دارد.